بایگانیِ مه, 2010
برای تویی که نامت را نمیدانیم
دلم می خواهد بالی شوم…
دلم می خواهد نردبانی شوم
دلم می خواهد دیواری شوم، رو به ویرانی
زندانبانی شوم بدون وجدان کاری
جلادی شوم کاغذی…
تاریکی ای شوم رو به تباهی
دلم می خواهد …
آن شوم که دل تو را در آن نمور بسته مرحمی باشد
