برای تویی که نامت را نمیدانیم
21 مه, 2010 at 2:32 ب.ظ. بیان دیدگاه
دلم می خواهد بالی شوم…
دلم می خواهد نردبانی شوم
دلم می خواهد دیواری شوم، رو به ویرانی
زندانبانی شوم بدون وجدان کاری
جلادی شوم کاغذی…
تاریکی ای شوم رو به تباهی
دلم می خواهد …
آن شوم که دل تو را در آن نمور بسته مرحمی باشد
ورودی دستهبندی شده در: انعکاس. برچسبها: .

این نوشته را دنبالک کنید. | از راه آراِساِس در دیدگاهها مشترک شوید