برای تویی که نامت را نمی‌دانیم

21 مه, 2010 at 2:32 ب.ظ. بیان دیدگاه

دلم می خواهد بالی شوم…
دلم می خواهد نردبانی شوم
دلم می خواهد دیواری شوم، رو به ویرانی
زندانبانی شوم بدون وجدان کاری
جلادی شوم کاغذی…
تاریکی ای شوم رو به تباهی
دلم می خواهد …
آن شوم که دل تو را در آن نمور بسته مرحمی باشد

ورودی دسته‌بندی شده در: انعکاس. برچسب‌ها: .

برای شوق صدایش

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

این نوشته را دنبالک کنید.  |  از راه آراِس‌اِس در دیدگاه‌ها مشترک شوید


 

مه 2010
ش ی د س چ پ ج
« دسامبر   اکتبر »
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  

Blog Stats

  • 1,057 hits

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.